تبليغاتX
به استامینوفن خوش آمدید استامینوفن مسکنی برای تمام فصول
از یه شب سر درد و بی خوابی متولد شد
ابراهيم‌بازی درآوردن زندگی‌ام را به باد داده ...
ای لعنت به سورن کی‌یرکه گارد و داريوش مهرجويی و خسرو شکيبايی ...
آنقدر يک عمر با خودم تکرار کرده‌ام که ...
«در اوج خواستن نمی‌خواهد ... در اوج تمنا نمی‌خواهد»
زندگی‌ام عيد قربان مدام شده ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/14ساعت 12:40  توسط استامینوفن  | 

به نظر شما کدام وضعيت سخت‌تر است: 
 تا آخر عمر شک داشته باشی که او دوستت دارد
يا اينکه شک داشته باشی تو دوستش داری؟
--------------
دلم کامنت می‌خواهد ... کامنتی که تو گذاشته باشی.
-------------
But Beautiful is empty
Beautiful is free
Beautiful loves no one
Beautiful stripped me
Stripped me
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/09ساعت 7:42  توسط استامینوفن  | 

با توجه به روابط حسنه با ایالات متحده آمریکا (جهانخوار سابق) و برقراری روابط آشکار و پنهان با رژیم صهیونیستی و تغییر استراتژی در عرصه سیاست خارجی ، برای 30 سال آینده به یک دشمن خارجی جهت مصارف داخلی نیازمندیم. از عموم مردم همیشه در صحنه تقاضا می شود کشورهای پیشنهادی خود حداکثر تا تاریخ 12 آبان به دفتر مبارزه با دشمن ارسال نمایند.رعایت نکات ذیل در انتخاب کشور مورد نظر الزامی است :

۱- تلفظ کشور مذکور ساده و آسان باشد ( جهت استفاده در نماز جمعه و دیگر اجتماعات) . به عنوان مثال از انتخاب کشورهایی همچون جزایر کومور (مرگ بر جزایر کومور) بپرهیزید.
۲- قطع روابط سیاسی و اقتصادی با کشور مذکور محسوس باشد .
۳-کشور مذکور کومونیستی نباشد.
۴- از انتخاب کشورهای نزدیک به ایران خودداری کنید.
۵- کشور انتخاب شده دارای سفارت در تهران باشد.

تبصره ۱:بعد از انتخاب کشور مذکور تاریخ حمله به سفارت مذکور متعاقبن اعلام خواهد شد.
تبصره ۲: جزایر لانگرهانس کشور نمی باشد. برادران و خواهران عزیز از انتخاب آن خوداری فرمایند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/07ساعت 2:10  توسط استامینوفن  | 

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

کلا نو حلقه نیستم و از خیلی چیزا فارغم ، این بچه تولدشه
ولی ، اما ، که من به شدت یک دستیم و اون چاقوی نا خلف
به شدت بریده انگشتمو تا دیگه هوس سالاد کرفس و بروکلی
نکنم و دلم هوای ابری و پاییز و خش خش و بقیه قضایارو چی
نخواد ... پس تا یه روز دیگه و یه برنامه دیگه شب ۱۲ آبان یادتون
نره برین لب پنجره و هر چی دلتون از دست مادر زن-شوهر تون
پر ه هوار بزنین که فردا یادشون نره بیان بیرون بگن بـــــــــفرما ...
----------
یه روز یه پیرمرده 90 ساله میره پیش دکتر برای چکاپ
بعد از انجام آزمایشات دکتر از حال روحیش می پرسه
پیرمرده میگه تووووپ،
تازگیا با یه دختر 25 ساله ازدواج کردم
و الانم همسرم سه ماهه که بارداره
و من بی صبرانه منتظر به دنیا اومدن فرزندم هستم
دکتره میگه، یه داستان برات دارم
پیرمرده میگه بگو
دکتره میگه:
یه دوست شکارچیه خوفی دارم من که یه روز
که با عجله داشته می رفته شکار
اشتباهی به جای تفنگش چترش رو برمی داره
همینطور که تو جنگل داشته می رفته یهو یه پلنگه بهش حمله می کنه
اونم چتر رو میگیره طرفش و بننننگ
و پلنگه می میره
پیرمده شاکی میشه که برو آقا
با چتر که نمیشه پلنگ کشت
حتما یکی دیگه با تیر زدتش
دکتره میگه دقیقاً همینطوره.

بنابراین هر وقت داشتین با قاطعیت در مورد اطمینانتون حرف می زدین
بدونین که به جای تفنگ ممکنه چتر دستتون باشه
و بارداری اون دختر 25 ساله، کار شمای پیرمرد نباشه
علما میگن اوت اف باکس باشین کلا
کوول نیز به هکذا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 6:38  توسط استامینوفن  | 

مي گن يه روز جبرئيل مي ره پيش خدا گلايه مي کنه که: آخه خدا؟ اين چه وضعيه آخه؟ ما يه مشت ايروني داريم توي بهشت که فکر مي کنن اومدن خونه باباشون! بجاي لباس و رداي سفيد، همشون لباسهاي مارک دار و آنچناني مي پوشن! هيچکدومشون از بالهاشون استفاده نمي کنن، مي گن بدون بنز و بي ام و جايي نمي رن! اون بوق و کرناي من هم گم شده، يکي از همين ها دو ماه پيش قرض گرفتش و ديگه ازش خبري نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوي دروازه بهشت رو جارو کردم. امروز تميز مي کنم، فردا دوباره پره از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه! خدا ميگه: اي جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، فرزندان من هستن و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اين ها هم که گفتي خيلي بد نيست! برو يه زنگي به شيطان بزن تا بفهمي مشکل واقعي يعني چي! جبرييل زنگ ميزنه به جناب شيطان. دو سه بار مي ره روي پيغامگير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب مي ده: جهنم. بفرماييد؟ جبرييل ميگه: آقا خيلي سرت شلوغه انگار! شيطان آهي مي کشه ميگه: نگو که دلم خونه. اين ايراني ها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نزاشتن! تا روم رو مي کنم اينطرف، يه آتيشي دارن اون طرف به پا مي کنن! تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوري بود و آتيش بازي!...حالا هم که .... اي داد!!! آقا نکن! جبرييل جان من برم... اينها دارن آتش جهنم رو خاموش مي کنن که جاش کولر گازي نصب کنن
+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/01ساعت 19:23  توسط استامینوفن  | 

ج در نمازجمعه هفته آينده:
زلزله روز شنبه تهران نشانه خشم خدا از تجمع غيرقانوني روز 13آبان است!
--------------
سپاه پاسداران:
با عوامل لرزش تهران به شدت برخورد می‌شود.
پخش اعترافات سران لرزش‌گر و مزدور زلزله نرم تهران امشب از شبکه دوم سیما
--------------
گم شده ها :
 مقداری پارازیت بی صاحاب در حوالی برج میلاد تهران و دار آباد پیدا شده!
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت 19:23  توسط استامینوفن  | 

سالهای سال گذشت و همچنان تولید کنندگان ساندیس نوشتند:

از اینجا باز کنید" ولی‌ مردم، از آنجا باز می کنند!

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/17ساعت 5:13  توسط استامینوفن  | 

پدر بزرگ همیشه این حکایت را به مناسبت می گفت که در روزگار گذشته مردی بود که کفن مردگان می دزدید و نان زن و فرزند می داد و عمری به این کار مشغول بود و همه این سالها به لعنت خلق گرفتار، در بستر مرگ فرزند را صدا کرد که فرزندم من عمری به این کار مشغول بودم و سالهاست که به لعنت خلق گرفتارم ، بیا و بعد از من تو کاری کن که آمرزشی باشد برای پدرت. پدر مُرد و پسر چندی بعد شغل پدر را دنبال کرد ، با این تفاوت که کفن مردگان را که می دزدید هیچ ، با آنها آن می کرد که ذکرش در اینجا جایز نیست ! و مردم انگشت به دهن جملگی می گفتند که خدا پدرش را بیامرزد که فقط کفن می دزدید ، اینکه هم کفن می دزدد وهم ... !و پسر خوشحال که وصیت پدر را بجای آورده است . بقول مرحوم عمران صلاحی ، حالا حکایت ماست ، در این مرز پر گهر هر که بر مسندی می نشیند خلق الله باید پدر بیامرزی برای فرد رفته بگویند .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/16ساعت 0:41  توسط استامینوفن  | 

خرید بورس به روش انتخاباتی !!

همراه اول: هيچكس تنها نيست،
هميشه يك نفر به صحبتهاي شما گوش ميدهد!
همراه اول شما  epah$

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/13ساعت 1:2  توسط استامینوفن  | 

 دیروز بخشنامه‌ای‌ به بوتیک‌ها ارسال شد با این مضمون:
«نمایش عمومی کروات و پاپیون ممنوع است. مانکن‌ها باید بدون سر باشند و برجستگی‌های بدنشان معلوم نباشد و…» خوب بود اما نه کامل. نکات تکمیلی در زیر می‌آید:
بخش‌نامه به میوه‌فروشی‌ها: نمایش عمومی هویج و بادمجان ممنوع است. خیار تنها با ارائه‌ی سند ازدواج و پس از استعلام فروخته شود. خیره شدن به هلو ممنوع است.
بخش‌نامه به قنادی‌ها: فروش «Donut» به هر شکلی ممنوع است.
بخش‌نامه به لوله‌کشی‌ها: لوله‌کشی ممنوع است.
بخش‌نامه به دوچرخه‌سازی‌ها: باد کردن لاستیک با تلمبه ممنوع است.
بخش‌نامه به راه آهن: ورود و خروج قطار به تونل ممنوع است.
تبصره: در صورت لزوم، قطار فقط تا انتهای واگن اول به تونل وارد شود.
بخش‌نامه به فرودگاه‌ها: در لحظه‌ی Take Off نباید نوک هواپیما بلند شود.
بخش‌نامه به زنــدان‌ها: تــجـا‌و‌ز بلامانع است!

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/10ساعت 7:1  توسط استامینوفن  | 

 فقط یاد گرفته‏ایم که به ریش دیگران بخندیم،
از ریش خود غافل شده‏ایم و دیگران (چیز دیگه) دارند
به ریش ما می‏خندند...
از ماست که بر ماست ...
برای جلوگیری از تبلیغات برند ماست ناگفته می ماند ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/08ساعت 21:50  توسط استامینوفن  | 

تعریف اینترنت از دیدگاه یک چیز!!

«اينترنت» نام مخفف يكي از مخوف‌ترين سرويس‌های جاسوسی، ضدجاسوسی، خرابكاری و ضد خرابكاری دنياست كه به‌منظور خرابكاری و ايجاد دردسر و اخلال در امنيت ملی ما اختراع يا كشف شده است. اين نام مخفف، نام كامل یک ارگان مخوف تحت عنوان «ارگان يا نهاد تفنگداران رودار و نامرد ترانكسشوال» (ا.ی.ن.ت.ر.ن.ت.) است كه زيان‌بارترين سرويس اطلاعاتی و نظامی دنياست. از ماموريت اصلی اينترنت كمتر كسی خبر دارد. اينترنت، به راحتی و معمولا از طريق سيستم تلفن يا امواج ماهواره‌ای وارد منازل، ادارات، موسسات و حتی نهادهای نظامی میشود و آنها را به تسخير خود در می آورد. بسياری از كسانی كه با ماهيت و طرز كار اين شبكه خرابكاری آشنايی كامل ندارند گمان می‌كنند كه اينترنت فقط از طريق دسترسی به اطلاعات بر روی كامپيوتر يا تلفن يا نهايتا راديو و تلويزيون و مايكروويو ماموريت خود را انجام می‌دهد. درحالی كه اين‌طور نيست و اين فقط يك روي ماجراست! طبق تحقيقات انجام شده توسط محققاني كه اسمي ندارند تا فاش شود؛ مغز متفكر پشت صحنه اينترنت كه يك صهيونيست بزرگ است، اين شبكه را به گونه‌اي به كار گرفته است كه به محض ورود به اينترنت افراد هيپنوتيزم شده و شبكه عصبي آنها تحت نظارت و كنترل بنياد بين‌المللي حفظ حيات قورباغه‌هاي بنفش در مي‌آيد. بنياد مذكور در واقع هسته مركزي «موسسه نفوذ بر افكار عمومي و خصوصي و مياني مردم ساده‌دل» است كه وظيفه اجرا كردن منويات صهيونيست مذكور و ساير صهيونيست‌هاي نامذكور را برعهده دارد. آنها داراي دم‌و دستگاه‌هاي عريض و طويلي بر روي اينترنت هستند كه كمپاني ياهو (به معناي آنچه يهوه خواست براي صهيون و قادر است قدرت او پس بيرون كنيد اعراب را از خانه‌هاي‌شان) يكي از آنهاست. اين كمپاني در واقع هسته نرم‌افزاري شركت ماشين‌سازي كاترپيلار است كه توسط آنها خانه‌هاي فلسطيني‌ها تخريب مي‌شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/06ساعت 14:33  توسط استامینوفن  | 

رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همانجا ماندیم



خیلی جالبه که بعد از مدتی همانجا ماندن
یه حس عجیب پاسخگویی توم بوجود اومده
جواب کجا بودن
یا توجیه نبودن
اونم تو این دنیای مجازی

زرشک!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/06ساعت 0:7  توسط استامینوفن  | 

و شايد گناه‌مان اين بود كه سالها چشم بر طلوع و غروب خورشيد
بستيم و فقط دل به لكه‌های سرگردان ته فنجان قهوه سپرديم. آری،
گناه‌مان‌ اين بود كه نبايد تازيانه‌ بر پشت حسرتی‌ها می‌نشانديم.
پس بيا اينبار شاهد قد كشيدن حسرتی‌‌های باغچه باشيم و شبانه
هر آنچه حسرتی بر دل داريم، مخفيانه در دل باغچه دفن كنيم و شبها
بجای شمردن ستاره‌ها زخم‌هايمان را بشماريم !
----------------
جا مانده است
چيزی جايی
كه هيچگاه ديگر
هيچ چيز
جايش را پر نخواهد كرد
نه موهای سياه و
نه دندانهای سفيد
+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/03ساعت 3:41  توسط استامینوفن  | 

بارون پاییزی
با اون بوی مست کننده خاکش
هم
نتونست..
------
زن: خسته شدم، خسته خسته
مرد: از چی؟
زن: زندگی، همه چیز. از همه چیز خسته شدم
...
...
...
مرد: خسته نباشی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/01ساعت 1:28  توسط استامینوفن  | 

قرار شد ما مطالب چیز دار ننویسیم ولی قرار نشد مارو چیز فرض کنید ، آقای بلاگفا میگه اختلال به دلیل خرابی سرور ولی نمی دونم چرا این سرورهای بلاگفا تو روزای خاصی ایراد پیدا می کنن و چیز می شن
مثل اون چند روزه سه ماه پیش مثل این دو روز حالا اینکه کی نفت تو سرورا نمی ریزه خودش حکایتی داره مگه نه آقای بلاگفا !!
                                               اینجوری میشه که : 
وزیر مخابرات می‌گه: از قطعی پیامک‌ها بی‌خبرم! وزیر دادگستری می‌گه: از بازداشت‌های اخیر بی‌خبرم! فرماندۀ نیروی انتظامی می‌گه: از برخورد لباس شخصی‌ها با مردم بی‌خبرم! رییس قوۀ قضاییه می‌گه: از اعدام‌های اخیر بی‌خبرم! دادستان تهران می‌گه: از محل بازداشت بازداشت شدگان اخیر بی‌خبرم! سخنگوی شورای نگهبان می‌گه: از تقلب‌های صورت گرفته در انتخابات بی‌خبرم! به نظر شما آقای خ کی اعلام می‌کنه که از خـدا بی‌خبرم؟
---------
بنا به آخرین گزارش استاپرس :
کره ماه به دلیل رویت نشدن در زمان مشخص شده و ظهور در روز بعد  به جرم اقدام علیه امنیت ملی
تحت تعقیب و پس از دستگیری به کهریزک سیاره مشتری برای مدتی نامعلوم انتقال داده خواهد شد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 23:7  توسط استامینوفن  | 

دهانت راه می‌آید با لب‌های من

جان می‌دهد برای بوسیدن.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/28ساعت 6:30  توسط استامینوفن  | 

تو سقوط کامو میگه که (نقل به مضمون!) : شما در مورد روز
قضاوت الهی و ترسناکی آن سخن می گویید؟ پس اجازه بدین
تا با کمال احترام به حرف شما بخندم. من چیزی دیدم که به
مراتب سخت تر و دردناک تر از آن بوده. من قاضوت انسانها
را دیده ام.
---------------
بزرگترین چیزی که بشر خنگ هنوز نتونسته اختراع کنه
یه دستگاهه که وابستگی رو از بین می بره
--------------
نمیدونم کی گفته که:
مواظب آرزوهاتون باشین
چون ممکنه برآورده بشن

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/19ساعت 3:38  توسط استامینوفن  | 

چند دفعه باید زندگی کنیم؟

چند دفعه باید بمیریم؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/17ساعت 18:57  توسط استامینوفن  | 

« انسان در گريز از مهرباني شهامتي نواميدانه دارد »

  اينو تو كتاب پشت و روي كامو خونده بودم..
----------
 نگاه به نامحرم

تيري ست كه از جانب شيطان پرتاب مي شود

يك جليقه ي ضد گلوله خريدم
----------
+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/14ساعت 20:25  توسط استامینوفن  | 

می نوشتم تا غمهایم را غرق کنم

اما کثافتها یاد گرفته اند که شنا کنند..
----------
چند روزه كميت هرمنوتيكم! بدجوري لنگ ميزنه.

گمان كنم احتياج به يك فراساختارشكني اساسي دارم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/01ساعت 1:2  توسط استامینوفن  | 

به گزارش استا پرس :
 با پایان شمارش آرادر افغانستان صادق محصولی
طی تماسی با حامد کرزی اعلام آمادگی کرد:
میخوای بیام سریعتر بشمریم؟
+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/30ساعت 1:53  توسط استامینوفن  | 

" ... گذشت و گذشت، چون گذشتن بی لحظه ای درنگ، ذات زندگی ِ. گذشت و روزایی رسید که دیگه نبودی و من واسه از دست دادن دوستی  ناراحت بودم. ولی انگار از دست دادن هم ذات زندگی ِ."
"... و می دونم اگه زندگی، می گذره، اگه زندگی چیزا یا کسایی رو ازت می گیره، ردها رو نمی تونه پاک کنه."
"مهم نیست که آینده چی میشه، تو کجاش می افتی و من کجاش، مهم در حضوره. مهم همین مکث ِ. که وجود داره."
"حس می کنم حلقه ای نامرئی وجود داره، که واسه همیشه تو دستای ماها می درخشه. حس می کنم اون حلقه هه، ماها رو از ورای فاصله ها کنار هم نگه می داره."
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 6:54  توسط استامینوفن  | 

حسب حال است این ، شکایت نیست
هر   حکایت   دارد   آغازی  و   انجامی
جز حدیث  رنج  انسان ، غربت  انسان
آه  گویی  هرگز  این غمگین حکایت را
هر چها باشد               نهایت نیست

هر شکستی غصه ای دارد ،صدایی نیز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/22ساعت 2:59  توسط استامینوفن  | 

در راستای چند برابر شدن قبض موبایل ها برای جبران ضررهای مخابرات !!
سلام بابایی ...سلام دخترم
بابایی ۶ ماهه رو سکوی نفتی داره جد و آبادت جلوی چشات میاد و حمالی می کنی یه قصه برام می گی من بخوابم ..
آره عزیزم ...یکی بو...
راستی بابایی حقوقتو گرفتی مساعده هم بگیر با پس انداز مامانو پولای قلکم قبض موبایلمو بدی ...
 
هیچکس دزد تر از ما نیست!... همراه اول (دینگ دینگ)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/20ساعت 8:18  توسط استامینوفن  | 

 آیا از اضافه وزن و چاقی رنج می برید؟ • آیا از رنگ روشن و سفید خود در عذابید؟ • آیا مشکل کند خوانی و لکنت زبان دارید؟ • و آیا اساساً الکی خوش و زیادی متبسم و بی غمید؟ تیم مجرب همکاران آبدیده و همه فن حریفِ ما به صورت “تضمینی” و در ظرف 40 روز شما را از این رو به آن رو می کند!روش عملی ما بسیار ساده و کارشناسی شده است، که به طور اجمالی شامل موارد ذیل می باشد: 1. مجموعه ماساژ ها ، نوازش ها و مشتُ مال ها (!) و سیستم های نوین حرارتی و الکتریکی برای سوزاندن چربی و کاهش BMI 2. مجموعه باتوم صورتی، اِسپای آب جوش، داروی نظافت خانم طلا و مقادیری ماساژ کابل و کمربند حریر برای برنزه (کبود) و خوشرنگ و شیک شدن رنگ پوست! 3. مجموعه پیشرفته ترین تزریقات ،قرص ها و داروهای روان گردان، شل کن و زبان باز کنِ چینی و روسی و حجّتی جهت روخوانی و تند خوانی فصیح و تبدیل شما از موجودی “مِن مِن” کن و تپق زن به یک انسان بلبل زبان و خطیب! 4. و در آخر مجموعه حاذق و کاربلدِ تیم فرهنگیِ(!) گفتمان، روان کاوی، هیپنوتیزم و شست و شو به منظورِ تفهیمِ هرچه بهترِآینده دختر، همسر و سایر اقوام شما(!) و نیز ترسیم دورنمایی مطلوب تر از مکانِ سرِ سران اصلاحات در صورت عدم گفتمانِ شما! 5. مِثکه تنت می خواره! بقیشو عملاً خدمتگزاریم، بلوزتو درآر بفرما تو! لازم به یادآوریست با نشان دادن کارت عضویت در هریک از گروه های 3 گانه براندازِ اصلاح طلب و یا علامت وی یا تکه ای پارچه سبز و یا نیم بند شعار یا نیم خط مقاله از 10% تخفیف ویژه کلینیک بهره مند خواهید شد!
+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/16ساعت 3:34  توسط استامینوفن  | 

حکیمی پسران پند همی داد که جانان پدر، دودر آموزید که ملک و دولت دنیا را اعتبار نشاید ...



نکته اینکه میزان افزایش دودر کردن های من
رابطه ی مستقیمی با بی پولی داره
بی پولی رابطه ی مستقیمی با کار کردن داره
نتیجه اینکه، دودر کردن های من از سر بی مرامی نیست
به علت گرفتاریست و لاغیر
...
بدیش اینه که این دودره شامل خود کار هم میشه
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/15ساعت 2:49  توسط استامینوفن  | 

وقتی با همه خستگی بی خوابی میاد سراغم
 یاد صد سال تنهایی می افتم وقتی بیخوابی اومده
بود و همه نمی تونستن بخوابن اول خوشحال شدن
چون می تونستن به کاراشون برسن اما بعد شروع
کردن به فراموش کردن همه چیز...
همه چیز ...
---------
Lyric- ANATHEMA 
Music Name: One Last Goodbye

How I needed you
How I grieve now you're gone
In my dreams I see you
 I awake so alone

I know you didn't want to leave
Your heart yearned to stay
But the strength I always loved in you
Finally gave way

Somehow I knew you would leave me this way
Somehow I knew you could never.. never stay
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away

And I grieve
In my dreams I can see you
I can tell you how I feel
In my dreams I can hold you

And it feels so real
I still feel the pain
I still feel your love
I still feel the pain
I still feel your love

And somehow I knew you could never, never stay
And somehow I knew you would leave me
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away
I wished, I wished you could have stayed

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/13ساعت 2:59  توسط استامینوفن  | 

مست شد خواست که ساغر شکند عهد شکست
فرق پیمانه و پیمان ز کجا داند مست؟


اسمش رو میزارم Pathetic oblivion
بهش هم نمیگیم "فراموشی رقت انگیز"
بهش می گیم Pathetic oblivion
و چون این اسم یکی از دشمنای بزرگه
نباید هیچ وقت یادمون بره
...
فکر کن! چیزی رو که می دونی، مساله ای رو که قبلا حل کردی
حالا نمی دونی، نمی تونی حلش کنی ... به مشکل می خوری
چرا؟
چون فراموش کردی
رقت انگیزه!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 21:7  توسط استامینوفن  | 

گالیلئو گالیله در سال 1633 به عنوان اعتراف و توبه نامه در دادگاه کلیسا ، در این متن گالیله میگوید در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده ام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می کنم توبه می کنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار می کنم و آنرا منفور و مطرود می نمایم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 4:57  توسط استامینوفن  | 

 
لوگوی استامینوفن