تبليغاتX
به استامینوفن خوش آمدید استامینوفن مسکنی برای تمام فصول
از یه شب سر درد و بی خوابی متولد شد
آگهی استخدام :
به تعدادی کابل قطع کن به همراه سیم چین قوی جهت ایجاد اختلال ناگهانی در فیلترنت(اینترنت سابق) کشور نیازمندیم.

                                                                                <<کارگزینی شرکت ارتباطات زیرساخت>>

این روزها ، همه ساندیس میخورند . شما چطور ؟

ما به شما تکدانه میدهیم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/11/20ساعت 23:33  توسط استامینوفن  | 

مشترك گرامي
احتراما به استحضار مي‌رساند در رايانامه (ايميل) شما، مورخ 25/10/1388 خطاب به خانوم ساناز (دوست دخترتان)، بهتر بود به جاي جمله «برو به جهنم» از جمله «عزيزم يه بار ديگه بهم فرصت بده» استفاده مي‌كرديد. همچنين در پيامكي كه روز گذشته به تلفن همراه مسعود (همكلاسي‌تان) فرستاديد، املاي كلمه «مستاصل» را اشتباه نوشته بوديد. ما صلاح شما را مي‌خواهيم هيچ‌كس هم تنها نيست، يادتان نرود! از طرف: مسئول بررسي رايانامه‌ها و پيامك‌هاي شما در مخابرات .
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/27ساعت 22:36  توسط استامینوفن  | 

و خداوند برای آنان که ایمان آوردند نهر هایی از ساندیس جاری

ساخت تا با هفتاد ساندیس سوراخ نشده خود بیامیزند.
                                                                             
+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/25ساعت 6:15  توسط استامینوفن  | 



خوابيدم و در رويا ديدم که زندگي سراسر شاديست...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/21ساعت 23:32  توسط استامینوفن  | 

 بعضی چيزها بايد وسطِ وسط زندگی پخش بشه. نميشه بُرد گذاشت گوشه‌ی اطاق نمناك زندگی كه ماهيت حاشيه‌نشينی نداره. نميشه بُرد گذاشت لَب طاقچه، كه خيلی زود خشك و فراموش ميشه.
بعضی آدم‌ها هم از همين جنس‌ند. نمی‌تونی چشم‌ت رو ببندی روشون. نمی‌تونی فرار كنی از نگاه‌شون. حتی اگه خلاصه شده باشه توی، يه قاب كوچيك. توی يه عكس دو در چهار سياه و سفيد. دور و نزديك‌ش مهم نيست. توی كوچه پس‌كوچه‌های تجريش و آصف باشه هيچ فرقی نداره با اون سر دنيا. اين آدم‌ها بايد باشند. بايد همون وسط زندگی‌ت ولو باشند. گره بخورن به همون گل وسط قالی زندگی. نمی‌تونی بذاری‌شون كُنج ديوار. لَب طاقچه.

بیا از غم شکایت کن که من همدرد تو هستم
اگر از همدلی پرسی بدان نازک دلی هستم
بیا از درد حکایت کن که من محتاج آن هستم
اگر از زخم دل پرسی، بدان مرهم بر آن بستم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/21ساعت 4:32  توسط استامینوفن  | 

شخص دانایی را پرسیدند: چیست محبوب ترین عدد در اینترنت! فرمود: 18{+} چرا که وقتی خلایق آن را بینند بی اختیار عنان از کف دهند و چشمها را گشاد گردانند و آب از دهانشان چکه نماید و دست هایشان همی لرزد و در صورتی که لازم باشد از مرزها گذر کنند و در آخر نیز یا دست از پا درازتر باشند و یا احساس دست از پا درازتری نمایند و من همچنان در عجبم از راز این عدد!
+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/19ساعت 20:1  توسط استامینوفن  | 

"وردي كه بره‌ها مي‌خوانند" را دوست داشتم. لابد به خاطر آن لحن غريب رضا قاسمي كه تلفيقي است از شوخي و تلخي و ترس و اميد. لابد چون مرزهاي وهم و واقعيت گم مي‌شوند در داستان‌هاي قاسمي و آدم از اول تا آخر معلق است در فضايي تيره كه ابتدا و انتهايش معلوم نيست.


ــ چرا هيچ خلوت عاشقانه اي خلوت نيست. ازدحام جمعيت است در تختخوابي دو نفره؟چرا هر كسي چند نفر است، چهرهايي تماما گوناگون؟چرا عاشق كسي ميشويم اما با كسي ديگر به بستر ميرويم؟ چرا عشق جماعي ست دسته جمعي كه در آن هر كسي هر كسي را مي گ.ا.ي.د جز من كه هميشه گ.ا.ئ.ي.د.ه ميشوم؟

+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/18ساعت 4:56  توسط استامینوفن  | 

ای کسانی که دستتان به خون جوانان ما آغشته است بتـرسید

    از آن روزی کـه ما بـه طرفدارانت دو تا ساندیـــــس بدهیم.

 
+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/12ساعت 12:2  توسط استامینوفن  | 

 هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که

      ساندیس هایش شیرین تر از آزادی باشد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/10ساعت 17:17  توسط استامینوفن  | 

شنیدم  باز  هم  گوهــر   فشاندی                 که روشنفکـــر را بزغاله  خواندی

 ولی ایشان ز  خویشانت   نبـودند                 در این خط جمله را بیجا نشاندی

 سخن گفتی ز عدل  و  داد  و  انرا                به  نان  و آب  مجانی  کشـــــاندی

 از این نَقلت که همچون نُقل تر بود               هیاهـــو شد عجب توتی تکانــــدی

 سخن هایت ز حکمت  دفتری  بود               چه کفتـــــــرها از این دفتـــــر پراندی

 ولیکن پو ل نفـــت  و  سفره  خلق               زیادت رفــــــت و زان پس لال ماندی

سخن از آسمان و ریســــمان  بود                دریـــــــــغا حرفی از جنـــــگل نراندی

 چو از بزغاله  کردی  یاد  ای کاش      سلامی هم به میمون میرساندی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/10ساعت 11:5  توسط استامینوفن  | 

بشین و بتمرگ دوتاش یه معنی میده ولی یکیش احترام یکیش توهین .

You and me are the same 

  We don't know or care who's to blame       

But we know that whoever holds the reins     

  Nothing will change   

Our cause has gone insane

And these wars, they can't be won

And these wars, they can't be won

              And do you want them to go on               

                                      And on and on                                         

               Why split these states                  

     When there can be only one       

           And must we do as we're told             

           Must we do as we're told              
 
                 You and me fall in line                   

         To be punished for unproven crimes        

And we know that there is no one we can trust

Our ancient heroes, they are turning to dust   

                And these wars, they can't be won             

Does anyone know or care how they begun

           They just promise to go on              

                         And on and on                            

              But soon we will see                 

There can be only one   

B:MUSE
AL:The Resistance

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/08ساعت 8:51  توسط استامینوفن  | 

میگه دخترا... یا خوشگلن... یا میرن دانشگاه ...

راستی دانشجویی ؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/07ساعت 18:31  توسط استامینوفن  | 

از قدیم گفته‌اند: "کرده‌ی پشیمان، به از ناکرده‌ی پشیمان!"

خب


من کردم

و

تو نکردی


پشیمون هم نیستیم!


تکلیف چیه؟!

+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/05ساعت 6:57  توسط استامینوفن  | 

خوب کجا بودیم ...

------------
حواس‌ام نبود 

تو که حواس‌ات بود چه کار کردی؟

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/05ساعت 3:55  توسط استامینوفن  | 

فحش یکی از اصول ایجاد تعادل در آدمیزاد است. اگر فحش وجود نداشته باشد، آدمی دق می‌کند. از تعداد و نوع فحش هر زبانی می‌شود از اوضاع مردمی که در یک ناحیه زندگی می‌کنند، سر در آورد و رابطه بین‌شان را کشف کرد. زبان فارسی اگر هیچ نداشته باشد فحش آبدار زیاد دارد. ما که سر این ثروت عظیم نشسته‌ایم چرا ولخرجی نکنیم؟!

صادق هدایت

آشنائی با صادق هدایت / نشرمرکز / فرزانه / 1372

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/19ساعت 13:42  توسط استامینوفن  | 

تو خیلی خوبی. من فکر کردم دیدم لیاقت تو رو ندارم. بخدا تو میتونی در کنار یه آدم دیگه، زندگی خیلی خوبی داشته باشی. هر چی فکر کردم دیدم من اون آدمی نیستم که تو رو خوشبخت کنم و ...

این‌ها جمله‌هایی هستند که بعضی از شما خانم‌ها هم توی موقعیتی خاص و برای پیچوندن و دَک کردن آقایون بکار می‌برید. یعنی اینجوری نیست که این ادبیات و این جمله‌های کلیشه‌ای، فقط مختص آقایون باشه. گفتم در جریان باشید که یه موقع فکر نکنید ما خریم، حالی‌مون نیست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/18ساعت 19:14  توسط استامینوفن  | 

اين روز ابری تنها يک پايه کم دارد...

 دلم می خواهد تا غروب راه بروم، حرف بزنم ...

يک حس عجيب ...

هوا يک جوری بوی عاشقی می‌دهد که آدم تاب نمی‌آورد ...

بايد دلم را بسپارم به باد که دوباره شايد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/15ساعت 12:34  توسط استامینوفن  | 

نه دیگه...

ديگه اين دل واسه ما دل نمي‌شه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/12ساعت 9:18  توسط استامینوفن  | 

تا خرند این قوم، رندان خرسواری می کنند

وین خران در زیر ایشان آه و زاری می کنند
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/04ساعت 23:40  توسط استامینوفن  | 

بد شانس ترین نسل تاریخ ایران ما هستیم :‌
تو نوزادی شیر خشک نایاب شده بود…
تو بچگی هم دوران جنگ بود…
دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن… نظام قدیم، نظام جدید، نظام خیلی جدید… رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن… 
ماشین خریدیم بنزین سهمیه بندی شد
بارالها! ما حال نداریم به راه راست هدایت شویم، خودت راه راست را به سوی ما کج کن
-----------
به گزارش یک فرشته آگاه که نخواست نامش فاش شود، پروفسور شهید حاج سید دکتر علی کردان که قصد داشت با مدرک شهادت جعلی وارد بهشت شود دستگیر شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/03ساعت 4:43  توسط استامینوفن  | 

ويترين اين سو و آن سو ندارد
تو آن سو ايستاده‌ای و انحنای بدن‌ات را به حراج گذاشته‌ای
من اين سو می‌گذرم و چشم‌هايم را حراج می‌کنم
+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/29ساعت 2:13  توسط استامینوفن  | 

 مراحل چهارگانه آماده سازي يك تحقيق يا پروژه دانشگاهي در ايران !
(البته برای تز دکترا هم کاربرد داره )

از چپ به راست ----- --CTRL + A------ ---------CTRL + C-------- --------- CTRL + V------- CTRL + P
----------
 دعای یک کودک در حق خانمهایی که ... در کامپیوتر پدرش هست

خدایا برای خانم های فقیری که عکسشون تو کامپیوتر باباست لباس بفرست...
----------
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 19:23  توسط استامینوفن  | 

قرار این بود
که من باشم و تو نباشی؟ 
منِ خوش خیال
 تو که هیچ وقت نبودی.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/26ساعت 22:36  توسط استامینوفن  | 

ابراهيم‌بازی درآوردن زندگی‌ام را به باد داده ...
ای لعنت به سورن کی‌یرکه گارد و داريوش مهرجويی و خسرو شکيبايی ...
آنقدر يک عمر با خودم تکرار کرده‌ام که ...
«در اوج خواستن نمی‌خواهد ... در اوج تمنا نمی‌خواهد»
زندگی‌ام عيد قربان مدام شده ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/14ساعت 12:40  توسط استامینوفن  | 

به نظر شما کدام وضعيت سخت‌تر است: 
 تا آخر عمر شک داشته باشی که او دوستت دارد
يا اينکه شک داشته باشی تو دوستش داری؟
--------------
دلم کامنت می‌خواهد ... کامنتی که تو گذاشته باشی.
-------------
But Beautiful is empty
Beautiful is free
Beautiful loves no one
Beautiful stripped me
Stripped me
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/09ساعت 7:42  توسط استامینوفن  | 

با توجه به روابط حسنه با ایالات متحده آمریکا (جهانخوار سابق) و برقراری روابط آشکار و پنهان با رژیم صهیونیستی و تغییر استراتژی در عرصه سیاست خارجی ، برای 30 سال آینده به یک دشمن خارجی جهت مصارف داخلی نیازمندیم. از عموم مردم همیشه در صحنه تقاضا می شود کشورهای پیشنهادی خود حداکثر تا تاریخ 12 آبان به دفتر مبارزه با دشمن ارسال نمایند.رعایت نکات ذیل در انتخاب کشور مورد نظر الزامی است :

۱- تلفظ کشور مذکور ساده و آسان باشد ( جهت استفاده در نماز جمعه و دیگر اجتماعات) . به عنوان مثال از انتخاب کشورهایی همچون جزایر کومور (مرگ بر جزایر کومور) بپرهیزید.
۲- قطع روابط سیاسی و اقتصادی با کشور مذکور محسوس باشد .
۳-کشور مذکور کومونیستی نباشد.
۴- از انتخاب کشورهای نزدیک به ایران خودداری کنید.
۵- کشور انتخاب شده دارای سفارت در تهران باشد.

تبصره ۱:بعد از انتخاب کشور مذکور تاریخ حمله به سفارت مذکور متعاقبن اعلام خواهد شد.
تبصره ۲: جزایر لانگرهانس کشور نمی باشد. برادران و خواهران عزیز از انتخاب آن خوداری فرمایند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/07ساعت 2:10  توسط استامینوفن  | 

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

کلا نو حلقه نیستم و از خیلی چیزا فارغم ، این بچه تولدشه
ولی ، اما ، که من به شدت یک دستیم و اون چاقوی نا خلف
به شدت بریده انگشتمو تا دیگه هوس سالاد کرفس و بروکلی
نکنم و دلم هوای ابری و پاییز و خش خش و بقیه قضایارو چی
نخواد ... پس تا یه روز دیگه و یه برنامه دیگه شب ۱۲ آبان یادتون
نره برین لب پنجره و هر چی دلتون از دست مادر زن-شوهر تون
پر ه هوار بزنین که فردا یادشون نره بیان بیرون بگن بـــــــــفرما ...
----------
یه روز یه پیرمرده 90 ساله میره پیش دکتر برای چکاپ
بعد از انجام آزمایشات دکتر از حال روحیش می پرسه
پیرمرده میگه تووووپ،
تازگیا با یه دختر 25 ساله ازدواج کردم
و الانم همسرم سه ماهه که بارداره
و من بی صبرانه منتظر به دنیا اومدن فرزندم هستم
دکتره میگه، یه داستان برات دارم
پیرمرده میگه بگو
دکتره میگه:
یه دوست شکارچیه خوفی دارم من که یه روز
که با عجله داشته می رفته شکار
اشتباهی به جای تفنگش چترش رو برمی داره
همینطور که تو جنگل داشته می رفته یهو یه پلنگه بهش حمله می کنه
اونم چتر رو میگیره طرفش و بننننگ
و پلنگه می میره
پیرمده شاکی میشه که برو آقا
با چتر که نمیشه پلنگ کشت
حتما یکی دیگه با تیر زدتش
دکتره میگه دقیقاً همینطوره.

بنابراین هر وقت داشتین با قاطعیت در مورد اطمینانتون حرف می زدین
بدونین که به جای تفنگ ممکنه چتر دستتون باشه
و بارداری اون دختر 25 ساله، کار شمای پیرمرد نباشه
علما میگن اوت اف باکس باشین کلا
کوول نیز به هکذا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 6:38  توسط استامینوفن  | 

مي گن يه روز جبرئيل مي ره پيش خدا گلايه مي کنه که: آخه خدا؟ اين چه وضعيه آخه؟ ما يه مشت ايروني داريم توي بهشت که فکر مي کنن اومدن خونه باباشون! بجاي لباس و رداي سفيد، همشون لباسهاي مارک دار و آنچناني مي پوشن! هيچکدومشون از بالهاشون استفاده نمي کنن، مي گن بدون بنز و بي ام و جايي نمي رن! اون بوق و کرناي من هم گم شده، يکي از همين ها دو ماه پيش قرض گرفتش و ديگه ازش خبري نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوي دروازه بهشت رو جارو کردم. امروز تميز مي کنم، فردا دوباره پره از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه! خدا ميگه: اي جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، فرزندان من هستن و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اين ها هم که گفتي خيلي بد نيست! برو يه زنگي به شيطان بزن تا بفهمي مشکل واقعي يعني چي! جبرييل زنگ ميزنه به جناب شيطان. دو سه بار مي ره روي پيغامگير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب مي ده: جهنم. بفرماييد؟ جبرييل ميگه: آقا خيلي سرت شلوغه انگار! شيطان آهي مي کشه ميگه: نگو که دلم خونه. اين ايراني ها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نزاشتن! تا روم رو مي کنم اينطرف، يه آتيشي دارن اون طرف به پا مي کنن! تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوري بود و آتيش بازي!...حالا هم که .... اي داد!!! آقا نکن! جبرييل جان من برم... اينها دارن آتش جهنم رو خاموش مي کنن که جاش کولر گازي نصب کنن
+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/01ساعت 19:23  توسط استامینوفن  | 

ج در نمازجمعه هفته آينده:
زلزله روز شنبه تهران نشانه خشم خدا از تجمع غيرقانوني روز 13آبان است!
--------------
سپاه پاسداران:
با عوامل لرزش تهران به شدت برخورد می‌شود.
پخش اعترافات سران لرزش‌گر و مزدور زلزله نرم تهران امشب از شبکه دوم سیما
--------------
گم شده ها :
 مقداری پارازیت بی صاحاب در حوالی برج میلاد تهران و دار آباد پیدا شده!
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت 19:23  توسط استامینوفن  | 

سالهای سال گذشت و همچنان تولید کنندگان ساندیس نوشتند:

از اینجا باز کنید" ولی‌ مردم، از آنجا باز می کنند!

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/17ساعت 5:13  توسط استامینوفن  | 

 
لوگوی استامینوفن